هویت ایستادگی؛واکاوی الگوی خودمدیریتی در حماسه رمضان
«جنگ تحمیلی در همدان، آزمونی بود برای سنجش «استقامت ساختاری»؛ جایی که مردم با تکیه بر «غیرت جمعی» و پیوند عمیقشان با هویت ملی، نه در برابر تهدید، بلکه در دلِ بحران، آیندهای روشنتر ساختند.

✍️یادداشت روز:به قلم اشکان بحیرایی مدیر روابط عمومی حزب کارگزاران سازندگی استان همدان
▫️وقتی از تاریخِ ملتها سخن میگوییم، همواره دو سناریو را پیش رو داریم: سناریوی فروپاشی در اثر فشارهای خارجی، و سناریوی بازسازی هویت در دلِ بحران. آنچه در جریان جنگ تحمیلی ماه رمضان مشاهده شد، نه صرفاً یک تقابل نظامی، بلکه آزمونی سخت برای سنجش «استقامت ساختاری» جامعه ایران بود. در این میان، تجربهی استان همدان، از منظر جامعهشناسی سیاسی و مدیریت بحران، درسهای مهمی برای تحلیلهای آینده دارد.
▫️نخستین لایه از این تجربه، در لایهی «هویت و انسجام اجتماعی» نهفته است. تاریخ نشان داده که در لحظات سرنوشتساز، مرزهای میان اقوام، طوایف و حتی گرایشهای مختلف، نه برای گسست، بلکه برای ایجاد یک جبههی واحد بازتعریف میشوند. در همدان، این وحدت از دلِ سنتهای دیرینه و پیوند عمیق مردم با دین برخاست. حضور پرشور مردم با گرایش های مختلف، اقوام و بهویژه نقش حماسی و تجهیزشدهی عشایر غیور و قهرمان، نشان داد که وقتی هویت ملی در معرض تهدید قرار میگیرد، «غیرت جمعی» جایگزین تفاوتهای جزئی میشود. این حضورِ سازمانیافته در اجتماعات شبانه و موکبها، فراتر از یک فعالیت مذهبی، در واقع یک «بیانیهی سیاسی» برای اثبات یکپارچگی سرزمینی بود که هرگونه توطئه برای فروپاشی اجتماعی را در نطفه خفه کرد.
▫️اما فراتر از این ابعاد معنوی، جنگ رمضان یک «تغییر پارادایم» در مدیریت حکمرانی بود. ما در سالها با مفاهیمی چون تمرکززدایی و توزیع اختیارات در محیطهای دانشگاهی کلنجار رفتهایم، اما در شرایط جنگی، این مفاهیم از حالت تئوریک خارج و به «ضرورت بقا» تبدیل شدند. آنچه در استان همدان شاهد بودیم، تجلی عینیِ مفهوم «خودتدبیری» بود. در زمانی که زنجیرههای اداری معمولاً در مواجهه با بحرانهای بزرگ دچار کندی میشوند، مدیریت میدانی در همدان توانست با بهرهگیری از ظرفیتهای خود، فاصله میان «مرجع تصمیمگیر» و «قدرت تصمیمگیر» را به حداقل برساند.
▫️پایداریِ خیرهکنندهی زیرساختهای حیاتی استان از شبکه انرژی گرفته تا امنیت تأمین کالا در بازار نشان داد که مدیریت موفق، مدیریتی نیست که منتظر دستور از مرکز بماند، بلکه مدیریتی است که در لحظهی بحران، از توانِ خودکفا و ساختار خودمدیریت استفاده کند. این پایداریِ عملی، ضامنِ حفظ آرامش عمومی و جلوگیری از آشفتگیهای احتمالی ناشی از حملات بود.
▫️در نهایت، باید به یک بازنگری استراتژیک در ادبیات مقاومت رسید. اگر تا امروز، معادلات قدرت را در دو قطب «میدان نظامی» و «دیپلماسی سیاسی» خلاصه میکردیم، جنگ رمضان ثابت کرد که بدون یک ضلع سوم، یعنی «تابآوری اجتماعی»، این دو ضلع قادر به حفظ ثبات نخواهند بود. این ضلع سوم، همان حضورِ معنادارِ مردم در خیابانها و اجتماعات است که به میدان نظامی، مشروعیت و به دیپلماسی، قدرت میدهد. حضور فراگیر اقشار و گروههای مختلف اجتماعی در همدان، پیامی فراتر از مرزها داشت؛ پیامی مبنی بر اینکه مقاومت، تنها یک استراتژی دولتی نیست، بلکه یک «فرهنگ عمومی» است که در رگهای جامعه جریان دارد.




